شهادت من روز عروسى من است و لباسهاى خونین من لباسهاى دامادى من است.

نام : هادی آذران

نام پدر : ذبیح‌اله

تاریخ‌تولد : ۱۳۴۴/۱۲/۰۱

تاریخ شهادت : ۱۳۶۲/۱۲/۲۳

بسم الله الرحمن الرحیم

ملتى که شهادت دارد اسارت ندارد (امام خمینى)

خدمت پدر و مادرم سلام بعد از سلام سخنان خود را با مادرم زهراى زمان شروع میکنم .مادرم من فرزند تو هستم و تو مرا با رنجهاى فراوان از شیر پاکت مرا بزرگ کردى شیرى دادى که من اول جوانى بعد از آن همه گناه فراوان عاشق حسین شدم مادر جان من راهى براى پاک کردن گناهانم نداشتم بجز اینکه جبهه حق را انتخاب کردم و به جبهه رفتم .مادر جبهه جاى عاشقان حسین است اگر من شهید شدم مادر جان گریه نکن فقط بگو من پسرم را در راه حسین (ع ) و على اکبر حسین (ع ) دادم .

فداى تو شوم مادرم پدرم من فرزند خوبى نبودم و من حرفى ندارم فقط شما را به حسین بن على (ع ) قسم مى دهم که مرا حلال کنید خواهرم مانند زینب صبر کن اگر تو داغ یک برادر مى بینى زینب داغ چهار برادر دیده است مانند زینب استوار باشید .برادرانم اسلحه من بر زمین نیفتد برادرانم از تمامى دوستان من حلالى بگیرید امام را تنها نگذارید نماز جماعت بخوانید خانواده عزیزم در آخر مرا حلال کنید و از خداوند یکتا طلب آمرزش مرا بخواهید.

و یک سرى حرف هایى هم با دوستان  دارم .دوستان خود شما مى دانید که من فردى گناهکار هستم اما من بخدا بعد از مدتى در نادانى پشیمان شدم و سخنانى که من الان مى گویم براى همسنگرانم گفته ام سخنانم بخدا از صمیم قلب است .اول از خداى یکتا مى خواهم که مرا به على اکبر حسین (ع ) ببخشد و از گناهان بیکران من صرف نظر کند . دوم پدر و مادرم من فرزند خوبى براى شما نبودم ولى بخدا قسم توبه کرده ام توبه اى مانند یکى از یاران حسین (ع ) بنام حرو انشاالله خداوند توبه این بنده حقیر و گناهکار را قبول کند دوستان سخنان خود را در روز دوشنبه۶۲/۱۲/۲۲ که مى نوشتم یک سرى حرفهایى به همسنگرانم امیر مسلم خانى گفتم و ایشان مى گفت هادى جان چرا این حرفها را مى زنى؟ من گفتم امیر جان به دلم آگاه شده که شهید مى شوم .حرفهایم زیاد است اما مى خواهم بروم به طرف خدا و امام زمان (عج ) مى ترسم دیر شود.

در آخر مى گویم هیچ کس براى من گریه نکند چون شهادت من روز عروسى من است و لباسهاى خونین من لباسهاى دامادى من است.

خدایا خدایا ترا بجان مهدى تا انقلاب مهدى حتى کنار مهدى خمینى را نگهدار.

وصیت نامه من در تاریخ   ۶۲/۱۲/۲۲    در سنگر تاریک نوشته شده                     به امید فتح کربلا                                         (امام را دعا کنید)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.