رفتار و اخلاق حضرت علی علیه‌السلام با فرزندانش

 
شیوه و رفتار امام علی علیه‌السلام با فرزندانش، بر همان مبنایی استوار بود که خود بر آن اساس، از سوی پیغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله تربیت شده بود و معتقد بود که فرزند را بر پدر و پدر را بر فرزند حقوقی متقابل است؛ «حق فرزند بر پدر آن است که بر او نامی نیک بگذارد. ادب نیکو و پسندیده بیاموزد و قرآن را به او آموزش دهد و در مقابل، حق پدر به فرزند آن است که از پدر فرمان برد، جز آنجا که اطاعت از پدر، در مسیر سرپیچی از فرمان خداوند باشد.» [۱۲]
حضرت در بیانی زیبا، در مورد فضایل و ارزش‌های تعالی در زندگی، به امام حسن و حسین علیهماالسلام چنین می‌آموزد: «تقوا داشته باشید. به دنبال دنیا و مظاهر آن نباشید؛ حتی اگر دنیا به شما روی آورد، بر هر چه از مواهب دنیایی است و از دست می‌دهید، تأسف نخورید. به حق سخن بگویید. برای پاداش الهی کار و کوشش کنید. دشمن ستمگر و یار ستمدیده باشید. در کارهایتان نظم داشته باشید. برای ایجاد صلح و آشتی بین مردم تلاش کنید. حال و وضعیت یتیمان را مراعات کنید و نگذارید از بین بروند. همسایگان خود را رعایت کنید. در عمل به قرآن، مبادا دیگران بر شما پیشی گیرند. همواره مواظب نماز باشید. امر به معروف و نهی از منکر را هرگز ترک نکنید که در آن صورت، بدان بر شما تسلط پیدا کرده، دعایتان مستجاب نخواهد شد. بر شما باد همبستگی و از تفرقه و پشت کردن به یکدیگر بپرهیزید!» [۱۳]
همچنین حضرت علی علیه‌السلام در خصوص چگونگی تربیت آنان می‌فرمود: «هر کسی فرزند کودکی داشته باشد، باید کودکی کند.» [۱۴]
حضرت علی علیه‌السلام در این فرمایش ارزشمند، نکته اساسی و حکمت آمیز را مطرح کرده که با هر کس باید به زبان خود او سخن گفت و رفتار کرد؛ چه اینکه فاصله زمانی و فاصله فکری و فرهنگی میان افراد، مانع از آن است که بتوانند همدیگر را به درستی درک کنند.
در توصیه‌ای آموزنده و پر از حکمت حضرت، در خصوص رعایت موقعیت زمانی کودکان و فرزندان و فاصله میان دو نسل می‌فرماید: «فرزندان خود را به آداب و نوع تربیت خود محدود نکنید؛ زیرا آنان برای روزگاری غیر از روزگار شما آفریده شده‌اند.» [۱۵]
توجه نداشتن به مولفه‌هایی همچون فاصله‌ سنی، زبان و اقتضائات زمانی و غفلت از گذر زمان و تغییر آداب و رسوم، در امر تربیت فرزندان، نه تنها مفید نیست، بلکه خسارت‌های جبران ناپذیر و فراوانی را به بار خواهد آورد.
امام علی علیه‌السلام، با توجه به این گونه مسائل، در نامه‌ای تفصیلی به امام حسن علیه‌السلام، شیوه و نوع رفتار و اصول تربیتی و پرورشی خود را که درمورد فرزندش اعمال کرده، برای او نوشته است. [۱۶] آن حضرت نه تنها به جهت نظری، به تعلیم و تربیت فرزندان خود می‌پرداخت، بلکه از جهت عملی نیز به این امر توجه می‌کرد و در زندگی اجتماعی به آنان مسؤلیت می‌داد و از آنان انتظار داشت که به آموزه‌هایش پاسخ شایسته دهند.
امّا نمونه‌هایی از این مسؤلیت‌ها و وارد کردن آنها به حوزه مسائل اجتماعی، بدین شرح است:
امام علی علیه‌السلام، برای اینکه به فرزند خود شخصیت و مسؤلیت دهد، مثلا داوری و قضاوت مردی که برای آزادی فردی بی‌گناه از قصاص، به قتل اعتراف کرده بود، به امام حسن علیه‌السلام واگذار کرد و حضرت نیز قضاوت فرزندش را پسندید و قضاوت او را تأیید کرد. [۱۷]
همچنین حضرت، فرماندهی ده هزار نفر از سپاهیان را در جنگ صفین به امام حسین علیه‌السلام واگذار کرد. [۱۸]
[۱۲]. نهج البلاغه، حکمت ۴۰۰
[۱۳]. همان ، نامه‌ی ۴۷
[۱۴]. وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۲۰۳
[۱۵]. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۲۰، ص ۲۶۷
[۱۶]. نهج البلاغه ، نامه ۴۷
[۱۷]. الکافی، ج ۷، ص ۲۸۹
[۱۸]. نهج البلاغه، خطبه‌ی ۱۸۱

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code